خودکار پیش نویس

ما را بخوانید | به ما گوش کنید | ما را تماشا کنید | پیوستن اتفاقات زنده | تبلیغات را خاموش کنید | زنده |

برای ترجمه این مقاله روی زبان خود کلیک کنید:

Afrikaans Afrikaans Albanian Albanian Amharic Amharic Arabic Arabic Armenian Armenian Azerbaijani Azerbaijani Basque Basque Belarusian Belarusian Bengali Bengali Bosnian Bosnian Bulgarian Bulgarian Catalan Catalan Cebuano Cebuano Chichewa Chichewa Chinese (Simplified) Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Chinese (Traditional) Corsican Corsican Croatian Croatian Czech Czech Danish Danish Dutch Dutch English English Esperanto Esperanto Estonian Estonian Filipino Filipino Finnish Finnish French French Frisian Frisian Galician Galician Georgian Georgian German German Greek Greek Gujarati Gujarati Haitian Creole Haitian Creole Hausa Hausa Hawaiian Hawaiian Hebrew Hebrew Hindi Hindi Hmong Hmong Hungarian Hungarian Icelandic Icelandic Igbo Igbo Indonesian Indonesian Irish Irish Italian Italian Japanese Japanese Javanese Javanese Kannada Kannada Kazakh Kazakh Khmer Khmer Korean Korean Kurdish (Kurmanji) Kurdish (Kurmanji) Kyrgyz Kyrgyz Lao Lao Latin Latin Latvian Latvian Lithuanian Lithuanian Luxembourgish Luxembourgish Macedonian Macedonian Malagasy Malagasy Malay Malay Malayalam Malayalam Maltese Maltese Maori Maori Marathi Marathi Mongolian Mongolian Myanmar (Burmese) Myanmar (Burmese) Nepali Nepali Norwegian Norwegian Pashto Pashto Persian Persian Polish Polish Portuguese Portuguese Punjabi Punjabi Romanian Romanian Russian Russian Samoan Samoan Scottish Gaelic Scottish Gaelic Serbian Serbian Sesotho Sesotho Shona Shona Sindhi Sindhi Sinhala Sinhala Slovak Slovak Slovenian Slovenian Somali Somali Spanish Spanish Sudanese Sudanese Swahili Swahili Swedish Swedish Tajik Tajik Tamil Tamil Telugu Telugu Thai Thai Turkish Turkish Ukrainian Ukrainian Urdu Urdu Uzbek Uzbek Vietnamese Vietnamese Welsh Welsh Xhosa Xhosa Yiddish Yiddish Yoruba Yoruba Zulu Zulu

یک اقتصاددان نباید در صندلی توالت گیر کند

شما
شما
آواتار
نوشته شده توسط سردبیر

این اعلان آور است ، اعلان بالای دکمه شستشو در توالت هواپیما: "در حالی که روی توالت نشسته اید ، فلاش نکنید." فرد تصور می کند مهندسان توالت با ساختگی های شستشو آزمایش می کنند

این اعلان آور است ، اعلان بالای دکمه شستشو در توالت هواپیما: "در حالی که روی توالت نشسته اید ، فلاش نکنید." تصور می شود مهندسان توالت در حال انجام آزمایش هایی با آدمک های شستشو با ته مسطح بزرگ و مکش هستند که مواد را از آنها بیرون می کشد و مهندسان فکر می کنند ، "اوه جنایتکار ، منظورت این است که ما سه سال روی این مکنده هدر دادیم؟" از گاریسون کیلور می پرسد

وكلا را برای نوشتن اخطار آوردند كه باید كوتاه باشد تا در حروف بزرگ چاپ شود تا بچه های غواص آن را ببینند. بنابراین آنها خود را به این هفت کلمه محدود کردند و حذف کردند: "گرگرفتگی در حالی که نشسته است ممکن است روده بزرگ شما را بیرون بکشد و در حالی که جنسیتان را تغییر می دهد به روشی که حتی نمی خواهید به آن فکر کنید ، یک شاخه جدید جدا کنید."

من برای تعمق روی صندلی توالت بسته نشستم و دیدم که از زاویه نشستن ، اخطار هشدار چندان برجسته نیست. شخصی می تواند در آنجا بنشیند و متوجه این هفت کلمه نشود ، یا آنها را با چیزی بی ضرر مانند "آیا کیف پول را توالت شستشو ندهید" یا "فقط به همان اندازه که از دستمال توالت استفاده کنید" اشتباه بگیرید ، نوعی تابلو که توسط مهاجرها برای سفیه ها و بنابراین - که ممکن است به دلیل تلاطم یا احساس عجله به دلیل اینکه دیگران منتظر هستند پرت شود - او دکمه فلاش را فشار می دهد و ناگهان احساس می کند توالت مانند یک مار پیتون که موش را به دست می گیرد ، از پشت گرفته است.
او سعی می کند خودش را شل کند نه برو اکنون مهماندار در حال ضربه زدن به ضربه است. "حال شما خوب است؟" او می پرسد.

مرد توالت ، آقای مورفی ، نمی داند چگونه جواب دهد. او اساساً از این نظر کاملاً خوب است که او یک اقتصاددان با رزومه ای درخشان است ، با یک زن نجیب و مدبر ازدواج کرده است ، دارای سه فرزند عالی است که در مسیر صعودی قرار دارند و برای مصاحبه برای کار در واشنگتن در حال پرواز است. وزارت خزانه داری.

از طرف دیگر ، او در توالت محبوس شده است.

او آقای مورفی را ترغیب می کند تا در را باز کند. او سعی می کند تا مچ دست او را از توالت خارج کند و سپس دم پیراهن هایش را بلند کرده و سعی می کند با قرار دادن انگشتان خود بین صندلی و قسمت خلفی او مهر و موم را بشکند. اما او خوب و واقعاً گیر کرده است.

آخرین یانک و او به طور تصادفی دکمه شستشو را فشار می دهد و صدای شل و ول می شود که هواپیما را تکان می دهد ، و آقای مورفی احساس می کند که قلب داخلی او به سمت پایین کشیده می شود. غش می کند.

هنگامی که او بیدار می شود ، هواپیما در Schenectady فرود اضطراری انجام داده و شش مرد در حال بریدن توالت با یک مشعل استیلن هستند. آنها او را به بیرون بلند کردند ، صندلی هنوز به او چسبیده بود و همان جا ، وقتی او را به یک مجسمه بزرگ منتقل کردند ، شانس او ​​تمام شد.
یک مسافر با تلفن همراه خود فیلم می گیرد و این تصویری است که از طریق اینترنت در سراسر جهان راه می یابد.

یک اقتصاددان نباید در صندلی توالت گیر کند. این یک قانون اساسی ناگفته زندگی است. بنابراین "اقتصاددان در توالت" عنوان عناوین Enquirer است ، و یک زندگی آینده دار قطع شده است و آقای مورفی باید به تبعید برود و در مدرسه دبیرخانه در کاستاریکا به تدریس حسابداری بپردازد.

مردم آنچه را که به آنها گفته می شود انجام ندهند ، انجام می دهند. بارها و بارها اتفاق می افتد. در اینجا بر روی تاندرا یخ زده ، به عنوان زبان در مورد دسته پمپ منجمد شناخته می شود. اگر در یک روز زمستان با سرمای شدید زبان خود را بر روی دسته پمپ قرار دهید ، زبان شما به سمت دسته یخ می خورد و در آنجا درمانده می ایستید ، قادر به گریه از کمک نیست. نه اینکه این کار خیلی خوب باشد - بیشتر دستگیره های پمپ این روزها در مناطق دور افتاده است.

به ما در مورد انجام این کار اخطار داده شده و هنوز همه می دانیم که روزی این کار را خواهیم کرد. در جایی دسته پمپ منتظر من است.

من همیشه انتظار داشتم که حوادث کریسمس فاجعه ای رخ دهد. یک فصل شاد و همه شما مومنان آمده اید و سپس ، بله! در حالی که روی توالت نشسته اید ، توالت را شستشو داده و زندگی شما هرگز مانند گذشته نخواهد بود. - (خدمات رسانه ای تریبون)

Garrison Keillor نویسنده رمان جدید Lake Wobegon ، Liberty (وایکینگ) است