خودکار پیش نویس

ما را بخوانید | به ما گوش کنید | ما را تماشا کنید | پیوستن اتفاقات زنده | تبلیغات را خاموش کنید | زنده |

برای ترجمه این مقاله روی زبان خود کلیک کنید:

Afrikaans Afrikaans Albanian Albanian Amharic Amharic Arabic Arabic Armenian Armenian Azerbaijani Azerbaijani Basque Basque Belarusian Belarusian Bengali Bengali Bosnian Bosnian Bulgarian Bulgarian Catalan Catalan Cebuano Cebuano Chichewa Chichewa Chinese (Simplified) Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Chinese (Traditional) Corsican Corsican Croatian Croatian Czech Czech Danish Danish Dutch Dutch English English Esperanto Esperanto Estonian Estonian Filipino Filipino Finnish Finnish French French Frisian Frisian Galician Galician Georgian Georgian German German Greek Greek Gujarati Gujarati Haitian Creole Haitian Creole Hausa Hausa Hawaiian Hawaiian Hebrew Hebrew Hindi Hindi Hmong Hmong Hungarian Hungarian Icelandic Icelandic Igbo Igbo Indonesian Indonesian Irish Irish Italian Italian Japanese Japanese Javanese Javanese Kannada Kannada Kazakh Kazakh Khmer Khmer Korean Korean Kurdish (Kurmanji) Kurdish (Kurmanji) Kyrgyz Kyrgyz Lao Lao Latin Latin Latvian Latvian Lithuanian Lithuanian Luxembourgish Luxembourgish Macedonian Macedonian Malagasy Malagasy Malay Malay Malayalam Malayalam Maltese Maltese Maori Maori Marathi Marathi Mongolian Mongolian Myanmar (Burmese) Myanmar (Burmese) Nepali Nepali Norwegian Norwegian Pashto Pashto Persian Persian Polish Polish Portuguese Portuguese Punjabi Punjabi Romanian Romanian Russian Russian Samoan Samoan Scottish Gaelic Scottish Gaelic Serbian Serbian Sesotho Sesotho Shona Shona Sindhi Sindhi Sinhala Sinhala Slovak Slovak Slovenian Slovenian Somali Somali Spanish Spanish Sudanese Sudanese Swahili Swahili Swedish Swedish Tajik Tajik Tamil Tamil Telugu Telugu Thai Thai Turkish Turkish Ukrainian Ukrainian Urdu Urdu Uzbek Uzbek Vietnamese Vietnamese Welsh Welsh Xhosa Xhosa Yiddish Yiddish Yoruba Yoruba Zulu Zulu

"به جای جاروبرقی ، من برخی از خرده ها را برداشتم"

28b_15
28b_15
نوشته شده توسط سردبیر

بهترین مهمانان در خوابند

بهترین مهمانان در خوابند

سه حرف ساده می توانند گروه کر "Hallelujah" را القا کنند: DND ، یا مزاحم نشوید. یک علامت به دستگیره در آویزان بود و کار روزانه نیم ساعت کوتاه شد. دو علامت؟ بهشت خالص ، اما به شرطی که آنها تا پایان شیفت هشت ساعته من در آنجا بمانند - در غیر این صورت مجبور می شوم به عقب برگردم و اتاق ها را تمیز کنم. لیست روزانه من با 15 اتاق (از 325 هتل) شامل DO (به دلیل پایان کار) و Os (اشغال شده) بود ، که به این معنی بود که مهمانان باید یک شب دیگر را بررسی کنند یا در آنجا اقامت داشته باشند. اتاقی که مشغول کار بود کمترین کار را داشت (تختخواب کردن به جای تغییر ملحفه باعث صرفه جویی در وقت من 20 دقیقه می شد) ، اما همیشه این امکان وجود داشت که مهمان هنگام کار در اتاق بماند. یک مرد از تمیز کردن توالت گرفته تا تخلیه سطل آشغال مرا نظاره می کرد و در پایان به من گفت که "شخصیت می سازم". تسویه حساب برای خدمتکار تقریباً به اندازه دو دلار دلگرم کننده نیست.

به شرطی که تمیز به نظر برسد

گوشه و کنار را هر جا که بتوانم برش می دهم. به جای جاروبرقی ، متوجه شدم که برداشتن خرده های بزرگتر از فرش نتیجه خوبی خواهد داشت. به جای اینکه وان را با آب گرم بشویید ، گاهی اوقات فقط نوعی اسپری و پاک کننده روز بود. بعد از چندین هفته کار ، متوجه شدم که کارمندی که اتاق ها را بازرسی می کند نمی تواند فرق بین یک سینک ظرفشویی و یک خشک خشک را تشخیص دهد ، بنابراین من فقط یک پارچه را روی نقاط مرطوب قرار می دهم. اما من هرگز از تغییر ملحفه صرف نظر نکردم. هر چقدر احساس تنبلی می کردم ، آنقدر پایین فرو نمی رفتم.

یک سرزمین عجایب باکتریایی

من از مهمانان زیادی که با آنها در تماس مانده بودند بیزار شده ام: موهای روی بالش ، ادرار روی صندلی توالت ، کلوچه نیمه خورده ، ملحفه های لکه دار. یک زن آنقدر کاملاً ملحفه خود را آلوده کرده بود که مجبور شدیم آنها را درون یک کیسه خطر زیستی بیندازیم - دیگر نمی توان از آنها استفاده کرد. اتاق هایی که بچه های جوان در آن اقامت داشتند ، با مواد غذایی درون فرش و انبوهی از پوشک های دست دوم در سطل آشغال ، بدترین اتاق ها بودند. تمیز کردن این نوع خرابکاری های روحی و روانی ممکن است 45 دقیقه طول بکشد. بیشتر خدمتکاران هنگام کار دستکش لاستیکی می پوشیدند ، اما دست من خیلی بزرگ بود ، بنابراین آنها را دور انداختم. جای تعجب نیست که من دو بار آنفولانزا کردم.

نه برای عشق - یا پول

نمی دانستم خدمتکاران نکاتی دریافت می کنند ، بنابراین هفته ها طول کشید تا فهمیدم سکه های باقی مانده در اتاق ها یک هدیه عمدی است. نکات من ضعیف بود: تقریباً هرگز بیش از 1 دلار دریافت نکردم و در بعضی مواقع مهمانان جزوه های مذهبی را ترک می کردند. با این حال ، یک روز از دیدن یک اسکناس 100 دلاری واضح که روی میز افتاده بود ، شوکه شدم. اگرچه نکته سخاوتمندانه کمی بهار را در قدم من قرار داد و من را مجبور کرد که آن روز کار بهتری انجام دهم ، اما برای مدت طولانی تغییری در اخلاق کاری من ایجاد نکرد. اگر شما همیشه در یکی از اتاق های من اقامت کرده اید ، اکنون از شما معذرت می خواهم. شما سزاوار بهتر بودید. اما اگر کارمندان خانه بیش از حداقل دستمزد دریافت می کردند - و نکات کمی بهتر بود - من ممکن بود توالت شما را تمیز کنم نه اینکه فقط آن را شستشو دهم.

(آلیسون روپ در سال 2004 در مسافرخانه قدیمی Old Faithful Park پارک ملی یلوستون کار می کرد.)