خودکار پیش نویس

ما را بخوانید | به ما گوش کنید | ما را تماشا کنید | پیوستن اتفاقات زنده | تبلیغات را خاموش کنید | زنده |

برای ترجمه این مقاله روی زبان خود کلیک کنید:

Afrikaans Afrikaans Albanian Albanian Amharic Amharic Arabic Arabic Armenian Armenian Azerbaijani Azerbaijani Basque Basque Belarusian Belarusian Bengali Bengali Bosnian Bosnian Bulgarian Bulgarian Catalan Catalan Cebuano Cebuano Chichewa Chichewa Chinese (Simplified) Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Chinese (Traditional) Corsican Corsican Croatian Croatian Czech Czech Danish Danish Dutch Dutch English English Esperanto Esperanto Estonian Estonian Filipino Filipino Finnish Finnish French French Frisian Frisian Galician Galician Georgian Georgian German German Greek Greek Gujarati Gujarati Haitian Creole Haitian Creole Hausa Hausa Hawaiian Hawaiian Hebrew Hebrew Hindi Hindi Hmong Hmong Hungarian Hungarian Icelandic Icelandic Igbo Igbo Indonesian Indonesian Irish Irish Italian Italian Japanese Japanese Javanese Javanese Kannada Kannada Kazakh Kazakh Khmer Khmer Korean Korean Kurdish (Kurmanji) Kurdish (Kurmanji) Kyrgyz Kyrgyz Lao Lao Latin Latin Latvian Latvian Lithuanian Lithuanian Luxembourgish Luxembourgish Macedonian Macedonian Malagasy Malagasy Malay Malay Malayalam Malayalam Maltese Maltese Maori Maori Marathi Marathi Mongolian Mongolian Myanmar (Burmese) Myanmar (Burmese) Nepali Nepali Norwegian Norwegian Pashto Pashto Persian Persian Polish Polish Portuguese Portuguese Punjabi Punjabi Romanian Romanian Russian Russian Samoan Samoan Scottish Gaelic Scottish Gaelic Serbian Serbian Sesotho Sesotho Shona Shona Sindhi Sindhi Sinhala Sinhala Slovak Slovak Slovenian Slovenian Somali Somali Spanish Spanish Sudanese Sudanese Swahili Swahili Swedish Swedish Tajik Tajik Tamil Tamil Telugu Telugu Thai Thai Turkish Turkish Ukrainian Ukrainian Urdu Urdu Uzbek Uzbek Vietnamese Vietnamese Welsh Welsh Xhosa Xhosa Yiddish Yiddish Yoruba Yoruba Zulu Zulu

دنیا برای آرون ، جهانگرد دوچرخه سواری پر از خوبی است

آرون
آرون
آواتار
نوشته شده توسط یورگن تی اشتاینمتز

کشور خود خدا آرون تاداگات است. او در سال 2019 با دوچرخه خود رفت و نمی دانست در تعطیلات همه دنیا وارونه خواهد شد.

لرد بودا وقتی این جهانگرد هندی را تجربه کرد ، جهانی زیبا را تجربه کرد همچنین در بدترین بحرانی که بیشتر نسلهای زنده در آن زندگی می کنند ، کمک کرد. در این تعطیلات هیچ چیز عادی وجود نداشت و آرون ادامه می داد.

آرون یک جهانگرد هندی است ، که در تعطیلات خود هفت کشور را دیده است که بسیار متفاوت از آنچه گردشگران در روزهای عادی تجربه می کنند متفاوت است.

خوب از مردم بیرون آمد ، و تعطیلات دوچرخه خود را در یک ماجراجویی و تجربه ای که هرگز فراموش نخواهد کرد تبدیل کرد.

وقتی کوچی ، کارمند دولت مستقر در هند ، آرون تاداگات ، در 19 سپتامبر 2019 تصمیم گرفت با دوچرخه به سراسر جهان سفر کند ، هیچ کس پیش بینی نمی کرد که یک ویروس مخوف در عرض چند ماه تمام جهان را به بن بست برساند.

در طی سه ماه پس از عزیمت وی ​​از کوچی ، ویروس کرونا ابتدا گزارش شد و شروع به شیوع کرد. با این حال ، از زمانی که Covid-19 به عنوان یک بیماری همه گیر اعلام شد ، آرون در هفت کشور دوچرخه سواری کرده و چند ماه پیش به کرالا بازگشت و گفت که او اکنون درک کرده است که عشق و انسانیت از همه چیز فراتر می رود.

در تمام این ماه ها ، من به میانمار ، تایلند ، مالزی ، اندونزی ، کامبوج و لائوس سفر کردم. نزدیک به هفت ماه در حین قفل در لائوس زندگی کردم. محدودیت سفر مانند هند زیاد نبود ، بنابراین می توانم حرکت کنم. "

آرون در مورد تجربه خود در حین قفل صحبت می کند ، آرون می گوید ، "در جاهایی که من سفر می کردم ، فقط هنگام اعلام قفل همه چیز جدی گرفته می شد ، بر خلاف کرالا ، که حتی قبل از آن بحث های تهاجمی وجود داشت."

در طول سفر ، آرون ، که پیام هایی درباره زندگی سبز را تبلیغ می کرد ، در معابد بودا پناه گرفت. "وقتی هوا تاریک شد ، من به نزدیکترین معبد بودا می رفتم و می پرسیدم آیا می توانم آنجا را از طریق زبان اشاره بخوابم؟ هیچ کس هیچ وقت به من نگفت ، "او می گوید.

وی با یادآوری نمونه ای در میانمار در طول سفر ، گفت که با زنی هلندی به نام مونیکا که قبلا به کوچی رفته بود ، ارتباط برقرار کرد. وی گفت: "او در حال حاضر در مرز میانمار و تایلند ساکن است و وقتی دانست که من در این کشور هستم ، از من دعوت کرد که پیش او بمانم. او موقعیت GPS خود را برای من ارسال کرد و وقتی مسیر را در Google Maps بررسی کردم ، یک مسیر مستقیم به محل او بود. دو سه روز دوچرخه سواری را از میان تپه ها و کوهستان شروع کردم. احساس کردم این سفر هرگز بدون هیچ اثری از مردم پایان نمی یابد. من خسته بودم و شروع به کمک گرفتن از وسایل نقلیه کردم که گهگاه از کنارم رد می شدند. همه آنها گفتند که اجازه میزبانی از خارجی ها را ندارند. "او می گوید که وی در شاآن ، انتهای جنوبی میانمار بود.

آرون همچنین در یافتن چیزی برای خوردن یا نوشیدن مشکل داشت. "من تصمیم گرفته بودم که به هیچ وجه از آب بطری استفاده نکنم. یک روز بعدازظهر ، دو دوچرخه با چهار پلیس مرا متوقف کردند و گفتند که وقتی از منطقه ممنوعه و پر از مین در حال مسافرت بودم ، باید مرا دستگیر کنند. در سال 2018 ، 470 نفر ، به ویژه خارجی ها به دلیل انفجار بمب در آنجا جان خود را از دست دادند. "

اگرچه از قوانین آگاهی نداشت ، اما آماده پذیرفتن مجازات بود حتی اگر به معنای زندان باشد. "بی اطلاعی از قانون بهانه ای نیست. من تصمیم گرفتم با جریان حرکت کنم. من در مورد سفر خود به آنها گفتم كه مقاله ای را نشان می دهد كه هنگام شروع سفر در تایمز هند چاپ شد. با کمال تعجب مردم در ایستگاه پلیس خونگرم بودند. آنها از من خواستند که از طریق هوا سفر کنم و از دوچرخه سواری خودداری کنم. با این حال ، من به آنها گفتم که تصمیم من این است که پروازهای خود را انجام ندهم تا زمانی که سفر را کامل کنم. آنها برای من یک تاکسی تنظیم کردند تا به رانگون سفر کنم و من از طریق دره ها برگشتم. این یک خاطره زیبا بود. "

در معبد بودا در لامپانگ ، تایلند ، آرون میزبان یک راهب بود. او اصرار كرد كه من يك ماه در آنجا بمانم. صبح روز بعد ، با دانستن اینکه من وگان هستم ، برایم میوه و غذا گرفت. من همچنین صبح او را برای bhiksha همراهی کردم. بعد از یک هفته ، احساس کردم برای من مهم است که ترک کنم وگرنه ، من ممکن است منطقه راحتی خود را پیدا کنم. من در این باره به او گفتم و آن شب او دو کیسه غذای بسته بندی شده ، زیور آلات نقره و طلا ، فرش و غیره برایم گرفت. "

چرخه آرون مملو از موارد بود. "من نمی دانستم که چگونه همه اینها را روی چرخه خود حمل کنم و همچنین نمی خواستم چیزهای پرهزینه ای را با خودم حمل کنم. بنابراین هنگام مسافرت از میانمار ، آن را به نیازمندان هدیه دادم. ”

اقدام اصلی او از سفر این است که "جهان پر از خوبی است و وقتی هیچ چیز را مالک خود نمی شوی سبک می شوی" ، او می گوید: "لحظه ای كه چیزهایی را كه برای من ضروری نبودند بخشیدم ، دوباره احساس آزادی كردم."