اخبار

هیجان های تور پل ویشار ویکتوریا

زبان خود را انتخاب
پل پرش
پل پرش
نوشته شده توسط سردبیر

(eTN) - پل آبشارهای ویکتوریا در کنار جوانانی که برای بانجی جامپ ، برای سر خوردن از روی تنگه ، یا چرخاندن کابل آمده بودند ، زنده بود.

چاپ دوستانه، PDF و ایمیل

(eTN) - پل آبشارهای ویکتوریا در کنار جوانانی که برای بانجی جامپ ، برای سر خوردن از روی تنگه ، یا چرخاندن کابل آمده بودند ، زنده بود. برای افراد کم تحرک ، مانند خودم ، کاری نیز باید انجام شود - Bridge Story و Tour.

ما را به اتاق داستان نویسان بردند که در سال 1904 با عکس هایی از ساخت این پل پوشیده شده بود. در آنجا مردی را پیدا کردیم که روی میز کار نشسته بود. این شخص جورج ایمبولت بود ، مهندس پل ... چیزی بود که او به ما گفت ... به هر حال واقعیت این که او حدود 150 سال سن داشت ، مهم نبود.

جورج ایمبولت از روی میز خود بلند شد و داستان پل را برای ما تعریف کرد. بیشتر سرگرم کننده بود. او کاملاً بازیگر بود. و او همه حقایق خود را درست دریافت و چیزهایی را به من گفت که من نمی دانستم.

بعد از داستانمان ، ما در بندها قرار گرفتیم تا به زیر پل برویم. مهاربندها به بندها و کارابین ها (بست های فلزی) متصل می شوند. اینها را که قرار بود در طول مسیر قدم بزنیم برای اتصال خود به یک طناب استفاده کنیم.

با عبور از خط راه آهن و جاده ، پله ها را به پایین پل رساندیم و هنگام حرکت ، دسته های خود را بهم متصل کردیم. مسیر پیاده روی زیر پل یک کوره فلزی است و بین پاهایم که به پایین نگاه می کنم ، آب زیر را می دیدم. احساس می کردم کمی گنگ است ، اما فکر می کنم این مهار به من احساس امنیت می دهد و واقعاً آنقدرها هم بد نبود.

آقای Imbault نیز با ما در پیاده روی آمد و داستانهای جذاب خود را در مورد پل ادامه داد. جالبترین نکته توضیح ارتعاشات پل هنگام عبور کامیون یا قطار از روی آن بود. چهار ستون ، که پل را در موقعیت خود نگه می دارد ، در زیر آنها یاتاقانهایی وجود دارد که امکان حرکت پل را فراهم می کند. اگر آنها نبودند ، پل به زودی ترک می خورد و می شکست.

آقای ایمبولت به ما گفت که آخرین پرچ استفاده شده در ساخت از طلا بود. من آن را در میان هزاران نفر جستجو کردم ... اما من آن را ندیدم.

درست از روی پل زیر راه رفتیم و از انتهای دیگر از نردبان بالا رفتیم. با سرگردانی از آن طرف پل ، این بار در جاده ، برای تماشای "جامپرها" و "لغزنده ها" متوقف شدیم.

هنگام پذیرایی ، مهارهای خود را درآوردیم و سپس برای یک نوشیدنی خنک روی عرشه بازنشست شدیم. عرشه مشرف به تنگه و پل است ، و مکان مناسبی برای چند ساعت تماشای آن است. من چند بانجی ، تاب و اسلاید تماشا کردم. تفریح ​​یک عصر بخیر ... به خصوص از این طرف تنگه.

چاپ دوستانه، PDF و ایمیل

درباره نویسنده

سردبیر

سردبیر ، لیندا هوهولز است.