ما را بخوانید | به ما گوش کنید | ما را تماشا کنید | پیوستن اتفاقات زنده | تبلیغات را خاموش کنید | زنده |

برای ترجمه این مقاله روی زبان خود کلیک کنید:

Afrikaans Afrikaans Albanian Albanian Amharic Amharic Arabic Arabic Armenian Armenian Azerbaijani Azerbaijani Basque Basque Belarusian Belarusian Bengali Bengali Bosnian Bosnian Bulgarian Bulgarian Catalan Catalan Cebuano Cebuano Chichewa Chichewa Chinese (Simplified) Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Chinese (Traditional) Corsican Corsican Croatian Croatian Czech Czech Danish Danish Dutch Dutch English English Esperanto Esperanto Estonian Estonian Filipino Filipino Finnish Finnish French French Frisian Frisian Galician Galician Georgian Georgian German German Greek Greek Gujarati Gujarati Haitian Creole Haitian Creole Hausa Hausa Hawaiian Hawaiian Hebrew Hebrew Hindi Hindi Hmong Hmong Hungarian Hungarian Icelandic Icelandic Igbo Igbo Indonesian Indonesian Irish Irish Italian Italian Japanese Japanese Javanese Javanese Kannada Kannada Kazakh Kazakh Khmer Khmer Korean Korean Kurdish (Kurmanji) Kurdish (Kurmanji) Kyrgyz Kyrgyz Lao Lao Latin Latin Latvian Latvian Lithuanian Lithuanian Luxembourgish Luxembourgish Macedonian Macedonian Malagasy Malagasy Malay Malay Malayalam Malayalam Maltese Maltese Maori Maori Marathi Marathi Mongolian Mongolian Myanmar (Burmese) Myanmar (Burmese) Nepali Nepali Norwegian Norwegian Pashto Pashto Persian Persian Polish Polish Portuguese Portuguese Punjabi Punjabi Romanian Romanian Russian Russian Samoan Samoan Scottish Gaelic Scottish Gaelic Serbian Serbian Sesotho Sesotho Shona Shona Sindhi Sindhi Sinhala Sinhala Slovak Slovak Slovenian Slovenian Somali Somali Spanish Spanish Sudanese Sudanese Swahili Swahili Swedish Swedish Tajik Tajik Tamil Tamil Telugu Telugu Thai Thai Turkish Turkish Ukrainian Ukrainian Urdu Urdu Uzbek Uzbek Vietnamese Vietnamese Welsh Welsh Xhosa Xhosa Yiddish Yiddish Yoruba Yoruba Zulu Zulu

شورش های لندن به خانه خود برگشت

IMG_0687
IMG_0687
نوشته شده توسط سردبیر

لندن ، انگلیس (eTN) - ما اخبار دیرهنگام تلویزیون را تماشا کرده بودیم و از تصاویر غارت ، آتش سوزی ، نبردهای خیابانی و ضرب وشتم کلی که شمال ، شرق و جنوب لندن را در برگرفته بود ، شوکه شده بودیم.

لندن ، انگلیس (eTN) - ما اخبار دیرهنگام تلویزیون را تماشا کرده بودیم و از تصاویر غارت ، آتش سوزی ، نبردهای خیابانی و ضرب وشتم کلی که شمال ، شرق و جنوب لندن را در برگرفته بود شوکه شده بودیم. با خیالی راحت به سمت رختخواب حرکت کردیم که حداقل در منطقه ای امن از غرب لندن و به دور از مراکزی بودیم که بدترین آشوب ها در آن اتفاق می افتاد. ما شنیدیم که ماشین های پلیس با آژیر از راه دور بلغور می کنند اما بیش از حد نگران نیستند زیرا این صداها زمینه زندگی شهر است. من تصمیم گرفتم آخرین اخبار را در اینترنت بررسی کنم و متوجه چند خط در مورد برخی حوادث در منطقه ما ، ایلینگ شدم. در این گزارش ها آمده است که گروه هایی از جوانان غارتگر در حال شکستن ویترین مغازه ها ، یک ساختمان محلی به آتش کشیده شده و تعدادی اتومبیل نیز به آتش کشیده شده اند. جاده بیرون از خانه ما آرام به نظر می رسید اما خواب سخت بود. ما ناراحت بودیم

اندکی پس از ساعت 1 بامداد ، یک پینگ در تلفن من را از پیام متنی یکی از دوستان روزنامه نگار که در یک بلوک آپارتمان با حدود ده دقیقه پیاده روی از خانه ما زندگی می کند ، آگاه کرد. در آن نوشته شده بود: برخی از خط لوله پریدند و از خانه شما عبور می کنند. جواب در را ندهید. در حال سوختن

از آنجا که این دوست پدر تازه متولد شده ای است و فقط چند ماه از تولد او می گذرد ، من به او پیام دادم تا حال او خوب باشد و آیا پلیس هشدار داده شده است؟ وی با ارسال پیامک گفت: "پلیس امشب خیلی شلوغ است. اراذل و اوباشی که دیدیم نقاب و مسلح بودند و به دنبال دردسر بودند. چند نفر به داخل ریل های لوله [زیرزمینی] پریدند. به نظر می رسید که آنها اکنون منطقه را ترک کرده اند. "

برای احتیاط ، بررسی کردیم که همه درها و پنجره های خانه ما محکم بسته شده باشد. در حالی که هلی کوپترها از بالای سر خود دور می زدند ، آژیرهای پلیس در طول شب به ناله خود ادامه می دادند. برای تسکین ما هیچ نشانه ای از دردسر در جاده ما وجود نداشت. بعداً فهمیدیم که در جاهای دیگر ایلینگ ، اراذل و اوباش با لگد زدن به درهای ورودی به خانه ها وارد شدند و با هرچه پیدا کردند کار خود را انجام دادند.

مردی در حدود پنجاه سالگی پس از آشکارا تظاهرات با آشوبگران که یک سطل آشغال را آتش زده بودند ، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت. او اکنون برای زندگی خود می جنگد. پلیس قادر به شناسایی وی نیست زیرا مظنون است مهاجمان کیف پول وی و هر چیز دیگری را که ممکن است اطلاعاتی در مورد او ارائه دهد ، سرقت کرده اند.

گزارش هایی مبنی بر هجوم جوانان کلاه دار به رستوران ها و ساخت کیف پول و کارت های اعتباری غذاخوری ها وجود داشت. به ما گفتند که باندهایی در خیابان پرسه می زنند که رول های دستمال توالت را پر می کنند و آنها را بنزین می اندازند و زیر ماشین سوار می شوند. تا آنجا که به آشوبگران مربوط می شد ، این یک حزب بود. برای قربانیان این یک کابوس بود.

صبح روز بعد تصمیم گرفتم تا مرکز شهر الیینگ پیاده روی کنم تا میزان خسارت را برای خودم ببینم. من با خوشه هایی از مردم روبرو شدم که از وقایع شب گذشته رد و بدل می کردند. مردی لاغر و بلند قامت با هل دادن دوچرخه ای سفید که از نظر او خیلی کوچک بود ، رد شد. او شلوار جین ، کت تیره و مربیان سفید پوشیده بود. متوجه شدم که او کمی لنگ است. همانطور که از کنار دختری عبور می کرد که صدا زد ، "این دوچرخه من است." مرد متوقف شد ، لحظه ای درنگ كرد و گویی از نحوه پاسخگویی خود مطمئن نیست ، سپس بی خیال سوار دوچرخه شد و سوار شد.

همانطور که به سمت ایستگاه اصلی زیرزمینی پیچ کردم ، اولین نشانه های آسیب جدی را دیدم. پنجره ها و درهای یک سوپرمارکت تسکو شکسته شده بود. در پایین تر ، پنجره های رستوران ها ، بارها و داروخانه نیز شکسته شد ، و خرده شیشه های آن روی پیاده رو پراکنده شده بود. یک گروه از دوربین های تلویزیون بیرون از فیلمبرداری بودند. بدترین تخریب در خیابان بزرگی بود که به نظر نمی رسید هیچ فروشگاه یا رستورانی از توجه آشوبگران دور باشد. یک مخروط ترافیکی در ورودی یک مرکز خرید پرتاب شده بود و اکنون آن را در درب شیشه ای قرار داده است.

انبوهی از مردم روی سبز مقابل یک سوپرمارکت کوچک که در طول شب شعله ور شده بود ، جمع شده بودند. تنها دیوارهای سوخته و در معرض آن باقی مانده بود. همه چیز داخل آن محروم شده بود. گزارشگران و فیلمبرداران مشغول پخش تصاویر ویرانی برای بینندگان در سراسر جهان بودند. دیدن ساختمانها و فروشگاههای آشنا که هر روز با زخمی و خراب از آنها بازدید می کردیم ، تکان دهنده و دردناک بود. مشاغل کوچک ساخته شده با سالها تلاش و فداکاری یک شبه نابود شده بود. یک زن با اشاره به آشوبگران ، به پسر جوان خود اظهار نظر کرد: "این حماقت است. آنها فکر نمی کنند. "

در اوایل بعد از ظهر ، بسیاری از آوارها توسط تیم های داوطلب که از طریق اینترنت متصل شده بودند ، پاک شد. در عرض چند ساعت ، مردان و زنان جوان مسلح به جارو و برس ، بدترین آوار را پاک کردند. دیدن اینکه تخریب زشت و ناعادلانه دوشنبه شب بهترین ها را نیز در مردم به وجود آورده دلگرم کننده بود. جامعه مصمم شدند تا اجازه ندهند که آشوبگران روحیه خود را بشکنند. یک تماشاچی مشاهده کرد ، "من امیدوارم که چیز مثبتی از این اتفاق حاصل شود." این امیدی بود که همه ما مشترک بودیم.

سیاستمداران و پلیس از وسعت خشونت هایی که در لندن رخ داد و به بیرمنگام ، منچستر و دیگر شهرها گسترش یافت بی اطلاع بودند. این معضل در اثر اعتراضات مسالمت آمیز به مرگ مرد جوانی که توسط پلیس کشته شد ، ایجاد شد. معترضین خواستار این بودند که بدانند دقیقاً چگونه مرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

باند ها به هیاهو افتادند و به زودی مردم شهر لندن توسط تصاویر در تلویزیون از ساختمانها و اتومبیل هایی در آتش شعله ور شدند ، جوانان ماسک زده ، بعضی از آنها دوازده ساله بودند که به فروشگاه ها نفوذ می کردند و با کیسه های پر از لباس ، کفش ، تلفن همراه یا در تلاش برای حمل ، بیرون می آمدند. تلویزیون های صفحه تخت غارت شده را بیرون بکشید. هیچ کس برای شکست کامل قانون و نظم آماده نبود.

حوادث چند روز گذشته برای افرادی در انگلیس که در حالی که به نظر می رسید هرج و مرج حاکم بر هرج و مرج است ، احساس درماندگی می کنند ، آسیب آور است. اکنون س Serالات جدی در مورد ریشه های اصلی خشونت و اقدامات آنچه مفسران "نسلی وحشی" توصیف کرده اند ، مطرح شده در خانه های خراب ، بدون تحصیلات ، شغل و امید به آینده مناسب است.

نخست وزیر ، دیوید کامرون و همکارانش از تعطیلات تابستانی خود عقب نشینی کردند تا نشان دهند که کنترل خود را در دست دارند. نخست وزیر اعلام کرد که 16,000 پلیس در سراسر لندن مستقر می شوند و همه مرخصی ها برای پلیس شهری لغو می شود. بسیاری شکایت داشتند که پاسخ خیلی دیر رسید. زمان دقیق برگزاری یک سال المپیک برای لندن نمی توانست زمان بدتری باشد.

ما در گوشه کوچکی از لندن ، جایی که در مقیاس یک تا ده ، کسری از اغتشاشات را که سایر مناطق شهر را تحت تأثیر قرار داده بود ، نسبتاً خوش شانس بودیم. با این حال ، برای لندنی ها به طور کلی ، این از دست دادن بی گناهی بود. فرد به تصاویر آشوب و بی قانونی در نقاط دوردست جهان که در صفحه های تلویزیون ما نمایش داده می شود ، عادت می کند. ما کشف کردیم که وحشت وقتی در آستان خود شما اتفاق می افتد بسیار واقعی می شود.